محمد مهدى ملايرى

269

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

بسيار ستوده بود . و آن نامه را كه ظاهرا خيلى محرمانه بوده ولى مىبايستى به دست خبرچينان هراكليوس بيفتد ، به‌وسيلهء يكى از اسقفهاى مسيحى ايران ، به نزد شهربراز فرستاد ، و به او سفارش شد از راهى برود كه جاسوسان هراكليوس او را ببينند و او را دستگير كنند . اسقف نيز چنان كرد و نامه به دست هراكليوس افتاد . و او از بيم آنكه مبادا در محاصره افتد بىدرنگ از آنجا بازگشت ، و نسبت به شهربراز بدگمان شد . شهربراز هم كه از اين حيله آگاه شد هرچه كوشيد نتوانست آن بدگمانى را به كلّى از ميان ببرد . مسعودى هم در جائى كه از تيره شدن روابط خسرو و شهربراز سخن گفته و به آنان اشاره شد ، اين مطلب را هم نوشته است كه شهربراز به پادشاه روم متمايل شد و او را روانهء عراق كرد ، و چون پادشاه روم به نهروان رسيد پرويز به حيله‌اى دست زد و با نامه‌هائى كه به‌وسيلهء يكى از اسقفهاى نصرانى فرستاد قيصر را به قسطنطنيه بازگردانيد ، و باعث تيرگى روابط بين او و شهربراز شد . اين حكايت در شاهنامهء فردوسى هم آمده و در آنجا هم حملهء قيصر به ايران به تحريك شهربراز يا گراز ياد شده و از بازگشتن قيصر به چاره‌گرى خسرو سخنها رفته است « 1 » . طبرى هم در جائى كه حملهء هراكليوس را به ايران و آمدن او را تا نهروان ذكر كرده اين را هم نوشته است كه چون خبر به پرويز رسيد و آمادهء دفاع گرديد هراكليوس از حمله صرف‌نظر كرد و به كشور خود بازگشت « 2 » ولى طبرى دربارهء علّت اين انصراف و بازگشت چيزى ننوشته است . دستگيرى و زندان خسروپرويز از آنجا كه شهربراز هم در حيله و تدبير دست‌كمى از خسرو نداشت ، او هم مىكوشيد كه از درون دستگاه خسرو سران و سرداران را بر او بشوراند و با همدستانى كه در دربار خسرو داشت و از آن‌جمله زادفرخ رئيس نگهبانان شاهى « 3 » زمينهء شورش را فراهم سازد . و آنچه باعث شد كه

--> ( 1 ) - شاهنامه ، ج 5 ، ص 244 به بعد . ( 2 ) - طبرى ، 1 / 1005 . ( 3 ) - فردوسى مقام زاد فرخ را نزد خسرو و همدست شدن او را با شهربراز در ضمن ابياتى كه برگشتن سران را از خسرو به سبب بيدادگريهاى او شرح داده چنين بيان -